Skip to main content

↩نفس یعنی هانام↪ ای کسانی که مامور دفن من هستید . . . ! مرا در تابوت سیاه بگذارید تا هر که مرا دید بداند هرچه سیاهی بود کشیدم...... چشمانم را باز بگذارید تا هر که دید بفهمد چشم انتظار بودم...... دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا مردم بدانند که آغوش گرمم پذیرای عشق او بود....... و در پایان؛ تکه یخی بر روی مزارم بگذارید که با طلوع خورشید همچون معشـــوق که برای عـــاشـــــق خویش میگرید، بر مزارم اشک بریزد. ↩نفس یعنی نازیم↪