Skip to main content
۰ بازدید

نمیدانم...!(قیصر امین پور)

امپرور(رد دنبال نزنید اگه زیاد آف بودم)
منتشر شده در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۹۶

متن شعر:

ز بس بی تاب آن زلف پریشانم، نمی دانم---حبابم، موج سرگردان طوفانم؟ نمی دانم
حقیقت بود یا دور و تسلسل حلقه ی زلفت؟---هزار و یک شب این افسانه می خوانم، نمی دانم
سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه تو---ولی از نحوه ی چشمت چه می دانم؟ نمی دانم
چو اشکی سرزده یک لحظه از چشم تو افتادم---چرا در خانه ی خود عین مهمانم؟ نمی دانم
ستاره می شمارم سال های انتظارم را---هزار و سیصد و چندین و چندانم؟ نمی دانم
نمی دانم بگو عشق تو از جانم چه می خواهد؟---چه می خواهد بگو عشق تو از جانم؟ نمی دانم
نمی دانم به غیر از این نمی دانم، چه می دانم؟---نمی دانم، نمی دانم ، نمی دانم ، نمی دانم!