Skip to main content
۱۷ بازدید

قسمت سوم_اسطوره ی مرگ

.D.L.L.Yui komori^-^
منتشر شده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۹۶

_سلام کلودین^*^سلام بچه ها
نانا_چه عجب!از این ورا
ساکی_خوشومدی ^^
ما هر سال چهار نفری جشن تولدامونو میگیرم!یعنی من و کلودین و نانا و ساکی!
_ممنون بچه ها!^^
کلودین_بفرما بشین دیگه!مثلا تولد منه این بجاش شادی میکنه-،-
از قدیم گفتن حسود هرگز نیاسود:|....
گارسون_بفرمایین!چی میل دارین؟
من_به حساب خودته دیگه!نههه؟
کلودین یه چشم غره ای بهم رفت و گفت:اوهوم..منم یه نیشخندی براش زدم تا کف کنه^^
گارسون_خب؟؟؟
ایش!مرتیکه انگار طلب داره!بصبر تا فک کنیم دیگه!:|
من:خب من اممم یه بستنی...
کلودین اومد وسط حرفمو و گفت:یه بستنی دو طبقه ی شیک و بزرگ!همین!دیگه کسی سفارشی نمیخاد^^
ینی دلم میخاست بزنم تو دهنش!ولی حیف که تولدش بود!دختره ی جای خالی-.-
گارسون سرشو به معنای فهمیدن تکون داد و رفت.
کلودین_خعب!اول کادو بعد بستنی!^^
نمیدونم چرا امروزه بجای اینکه اخر کادوها رو باز کنن..اول باز میکنن-_-
نانا_بیا عزیزم!
یه کادوی مثلثی شکل که نوک کادوهه بدجورم تیز بود!واو!...کلودین بعد باز کردن محکم بغلش کرد!واییی عزیزم عشقی*0*
نانا_فدات^*^
یه....یه عطر؟:|....فکر کردم چاقوعه-_-
ساکی_اینم واسه تو~-~
یه کادوی مربعی شکل!وقتی کلودین ازش گرفت احساس کردم شله!
کلودین:جووون*~*یک دست لباس!*~*مرسی عزیزم^*^
ساکی_خواهش!^^
حالا نوبت خودم بود!کادومو با هزار تا ناز و لوسی دادم دستش!بعله!یک کادوی دایره ای شکل بود که روشو با پاپیون تزیین کرده بودم!
کلودین:وایییی سرویس طلا !تو محشری!0.0
زدم زیر خنده!
_تا حالا ندیدی مگه؟~_~
پوکر فیسی برام گرفت و بعد لبخندی زد و منو محکم بغل کرد!عاوو بیچاره مامانم!نمیدونه چقدر خرج کردم!~.~
وقتی بستنی رو اوردن شروع کردیم به خوردن!وایی اخجون!مخلوطی از بستنی کاکائویی و وانیلی و توت فرنگی بود!چقد زیبا*.*
بعد از اون همگی از هم خداحافظی کردیم و رفتیم!
وقتی همه رفتن یادم اومد که من اصن ماشین ندارم!کاش با ماشین یکی از اونا میرفتم-_-اه!خر به تمام معنام بخدا-_-دور و برمو نگاه کردم!یکم از ترس لرزیدم!عاخه خلوت بود!با خودم گفتم:اصلا من از هیچی نمی‌ترسم!(اره جون عمم-_-)..اروم اروم شروع کردم به راه رفتن!
صدای خش خش و افتادن برگ ها استرس منو افزایش میداد!یکدفعه عین دیوونه ها شروع کردم به دوییدن ..که هواسم نبود خوردم به درخت!ینی به تمام معنا ضرب فنی شدم!
از جام بلند شدم!نع مث اینکه درخت نبود!...
ادامه دارد

گزارش تخلف