سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
ویو لیورا:
یهو در با شدت باز شد و یه مرد‌ شاخدار وارد شد
رین بلند گفت«اوه! شانس اوردی که آیدن نیومد این یکی از بادیگارداست»
و رفت سمت بادیگارد و گفت«لیام به هیچ وجه حق نداری چیزی به ایدن بگی»(دوزتان کراش جدیدوم لیام)
لیام سرشو تکون داد و رو به من کرد و گفت«اشنا بشیم؟»
من گفتم«اوه آره....لیورا هستم 19 سالمه و دوست ویولت هستم و اومدم نجاتش بدم»
_من لیام هستم 194 سالمه خوشبختم بانو لیورا(یااااا غشششش) نمیتونی نجاتش بدی ارباب ایدن خیلی حساسه ممکنه تورو بکشه
_ صددد وووو نوووددد چهاااااررر سالته؟ ولی تو که پوستت از من صافتره
_من یک اهریمنم
_اوه....خب قیافتم‌بد نیست
با گفتن این قرمز شدم لیام خندید ولی هیچی نگفت ویولت تکون خورد......