سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

پارت-۷۶

ادامه
۱۴۰۰/۰۶/۲۹
باز حالم بهم خرد مهرداد که متوجه رنگم شد یه لگن گذاشت جلو رومو بالا اوردم بهدم اب زدم به صورتم:مهرداد مشکلم چیه؟
مهرداد:انقدر حرف زدی به کل یادم رفت بگم'اسید معدت بالاس و همینجوری برات یه قرص نوشتم هر روز صبح بخور و چند تا دیگه ام هس که هر موقع حالت بد شد بعدش میخوری یه رژیمی ام هست اونم برات مینویسم میدم
-وای برو باوا تو رژیمت حتما همه چیز ممنوعه عمرا من مراعات کنم
مهرداد:دیگه اونش با خودته و گرنه باید همینجوری باشی
سوگول:خوب عزیزم رعایت کن
-گلم تو اون رژیم حتما نوشابه ام ممنوع من نمیتونم
سوگول خنده ای میکنه:خیلی لجبازی'شمال زندگی میکنی؟
-نه اومدم مسافرت تو همون منتطقه تهرانی که شمازندگی میکنین ماهم هستیم
سوگول:اها'اگه دوست داشته باشی باهم دوست شیم
-چرا که نه
بهدم باهم دست دادیم همون لحظه باربد با داروها اومد و تعجب کرد:بهدا بهت توۻیح میدم
مهرداد:سرمت تموم شه میتونی بری'محدثه خانمی بیا
محدثه ام یه نازی کردو بلند شد منم برا باربد توۻیح دادم سرمم تموم شدو با سوگول خداحافظی کردمو البته بگم شمارشو گرفتم
سوار ماشین باربد شدیمو رفتیم خونه همهوحمله ور شدن سمتم:ارزو خوبی؟
اریا:چت شد یهو؟دکتر چی گفت؟
بنی:ارزو به قران قسم مردمو زنده شدم خوبی؟
کاکا:خوبی؟چرا حرف نمیزنی؟
-اره خوبم اسید معدم بالاس برا همون هی حالم بد میشه
الناز:عزیزم'حالا برو لباس عوۻ کن بیا ناهار
-مگه ساعت چنده؟
الناز:۲
-اهههه ۳ ساعته تو بیمارستانیم
الناز:اوهوم'برو لباس عوۻ کن
-دختر عمه خوبی؟نکنه من از حال رفتم لختم کردین لباس بیرونی تنم کردین؟
الناز:إ وا حواسم نبود خوب پس بیا
رفتم نشستمو ناهار خردیم الناز و سانازم رفتن ظرف شستنو اومدن نشستن:امروز چندمه؟
-شیشم
مهیا:اووو یه هفته دیگه مدرسس
-ارهههه اوف خدا حوصله میرزایی با اون دماغشو ندارم
مهیا:ارههه به خدا ترک خسیس'امروز بریم ڪجا؟
-بریم خرید
ازیتا:ارههه خریدو هستم
هومن:پس کی بریم ساحل؟
-شما کم رفتین/:بهدم میام خریدارو میزاریم خونه میریم ساحل'امیر بیا کارت دارم
امیر:جونم؟
-امروز به مهیا بگو دیگه
امیر:الان؟
-نه رفتیم دریا تنهاتون میزارم بگو
امیر:استرس دارم
پقی زدم زیر خنده:اون که عاشقته توعم عاشقی فقط بهش بگو
امیر چشم غره ای رفتو روشو کرد اون ور:فیلم ندارین ببینیم؟
هومن:چرا من یه فیلم گرفتم کلوپ صبحانه بزارم؟
-اره بزار ببنیم تا ساعت۵ حوصلمون میپوکه