نام چینی: 凤不栖 (ققنوسِ بیآشیان)
عنوان انگلیسی: Nirvana in Flames (رستاخیز در شعلهها)
ژانر: تاریخی، عاشقانه، سیاسی، فانتزی، انتقامی
تعداد قسمتها: ۳۶
بازیگران اصلی: وو جینیان (Wu Jinyan) و وی ژهمینگ (Wei Zheming)
خلاصه: سالها پیش، سرزمین زیر آسمان به چهار پادشاهی تقسیم شده بود و آتش جنگ و آشوب هرگز فروکش نمیکرد. فرقهٔ چیانجوئه ( بهمعنای «فرقهٔ هزار رازِ مطلق») از رازهای تقدیر آگاه شد و تصمیم گرفت ستارهٔ امپراتور، گوهر مقدسی که سرنوشت فرمانروای جهان را رقم میزد، به شاهزادهٔ شمالی، یو زیشی، وارث برحق و فرمانروای آیندهٔ سراسر سرزمین، سپرده شود تا چهار سوی جهان را یکپارچه سازد.
چین چانگگه، از شاگردان فرقهٔ چیانجوئه، به فرمان استادانش مأمور شد ستارهٔ امپراتور را به دنیای آدمیان ببرد. اما پس از آنکه رنج و مصیبت مردم را با چشمان خود دید، برخلاف فرمان فرقه عمل کرد و آن را به شیائو جُوئه، شاهزادهٔ پادشاهی لیانگ غربی که هیچکس امیدی به او نداشت، سپرد. سپس در کنار او ایستاد تا مردم را از میان آشوب نجات دهد.
اما تغییر دادن تقدیر بهایی سنگین داشت. چین چانگگه به سبب سرپیچی از خواست آسمان، گرفتار نیروی بازگشتی ستارهٔ امپراتور شد و مرگش نزدیک بود. همزمان، عشق میان او و شیائو جُوئه نیز دستخوش بحرانی ناگهانی شد. در حالی که خطر از هر سو آنها را احاطه کرده بود، چین چانگگه به شکلی مرموز و ناعادلانه جان باخت.
سه سال بعد، زنی که چهرهاش بهطرز شگفتآوری به چانگگه شباهت داشت، بار دیگر در جهان ظاهر شد؛ زنی که سوگند خورده بود گرههای عشق و کینهٔ زندگی پیشین خود را بگشاید. او این بار ستارهٔ امپراتور را در اختیار داشت و برای نجات مردم، حتی در برابر ارادهٔ آسمان ایستاد و سرنوشت را دگرگون کرد. او نیز با یاری او، سرانجام به فرمانروای یگانهٔ سراسر سرزمین بدل شد.
دوازده سال زندگی مشترکشان سرشار از عشق بود، اما سرانجام با چشمانی از حدقه درآمده، پیکری سوخته و بیآنکه حتی استخوانی از او باقی بماند، به پایان رسید. مردم تنها میدانستند که امپراتریس برای اثبات وفاداری خویش خود را در آتش افکنده است؛ غافل از آنکه او سه سال با تهمتی سنگین زیسته و از دل جهنم بازگشته بود. با این همه، سرنوشت بار دیگر او را در چرخهٔ بیپایان تقدیر، رودرروی معشوق زندگی پیشینش، شیائو جُوئه، قرار داد.