سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۴/۰۴/۲۵

ترانه و آهنگ : مسعود فردمنش / تنظیم: منوچهر چشم‌آذر
................................................................................................
میگم که کاشکی شاه بودم
شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم غصه ها بودم

رو پشت بوم خونه ها تمومو گل میکاشتم
خونهٔ فقیر و دارا ناودون طلا میذاشتم
ناودون طلا میذاشتم

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم غصه ها بودم


میگفتم هر کی داره کبوتر و قناری
رها کنه به عشق روزای بی قراری

فقیرا رو پول میدادم زندونیا رو آزاد
هر چی کویر خشکه خودم میکردم آباد

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم غصه ها بودم


هر کس به دین و کیش خود
سرگرم قوم و خویش خود

هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش
هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش

یه گلخونه یه میخونه سر تموم گذرا
واسهٔ تموم عاشقا خونهٔ همه رهگذرا

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم غصه ها بودم


یه مدرسه میساختم به قد هفتا دریا
که از تموم دنیا فقط بیان تماشا

هر کی عروسی میکرد هفتا شتر جهازش
مال و ملال و ثروت تا حد بی نیازش

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم غصه ها بودم


هر کس به دین و کیش خود
سرگرم قوم و خویش خود

هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش
هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش

یه گلخونه یه میخونه سر تموم گذرا
واسهٔ تموم عاشقا واسهٔ همه رهگذرا

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم غصه ها بودم

یه جملهٔ دوست دارم ببین کجاها ما رو برد
گنج سُلیمون میدادی ما رو ما رو به وجد نمیاورد

موسیقی و هنر