پدر ای وجودم از تو قدرت و توان گرفته ای که از دم نفسهات هستی من جان گرفته **** پدر ای که از تو جاری خون زندگی تو رگهام ای که از نور دو چشمت نور زندگی به چشمهام **** پدر امروز به پاهام دیگه راه رفتنی نیست جز دریغی روی لبهام دیگه حرف گفتنی نیست **** رفتی و نشد که باشی تا ابد چراغ راهم من به سیل نامرادی نشدی تو تکیه گاهم **** پدر پیچ و خم راهم نمیخوام بیراهه باشه گل سرخ آرزوهام توی فکر غنچه باشه **** پدر دست یاری تو اگه دستهامو نگیره کوره راه رفتن من مثل شبها میشه تیره