سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
تو

تمامِ جهانِ منی.

و جهان

چقدر

به یک نفر

وابسته است.

نامت را

که در دلم

صدا می‌زنم،

پنجره‌ای

باز می‌شود

به سمتِ نور.

و من

هنوز

در تاریکی‌ام.

گاهی

فکر می‌کنم

تو

برای دست‌های من

زیادی پاکی.

برای قلبِ من

زیادی بزرگی.

من

سال‌هاست

با زخم‌هایم

زندگی کرده‌ام.

چگونه

می‌توانم

شایسته‌ی

آغوشِ تو باشم؟

با این همه،

دستم

باز هم

به سوی توست.

مثلِ شاخه‌ای

که

تمامِ زمستان

بهار را

باور کرده است.

اگر روزی

از من

چیزی نماند،

تعجب نکن.

من

از همان روزی

که دوستت داشتم،

آهسته

کم شدم.

ذره‌ذره.

بی‌صدا.

اما

اگر دوباره

متولد شوم،

باز هم

تمامِ جهانم

تو خواهی بود.

حتی اگر

باز هم

لیاقتِ

دوست داشتنت را

نداشته باشم.

-نیـــــــڪارا