With six wings of burning light, thou art the very image of a Seraph, standing closer to the divine fire than any mortal heart should dare.
While Gabriel speaks in whispers and Raphael heals with a touch, thou art the flame that consumes all reason, a sacred heat that leaves me both blinded and reborn.
Michael may guard the gates of heaven, but he cannot bar my soul from ascending toward thee; for in thy gaze, I find the ancient song of the Seraphim—a melody of holy, endless devotion.
"با شش بال از نوری سوزان، تو خودِ تصویرِ یک سرافیم (فرشتهی مقرب) هستی؛ ایستاده در نزدیکیِ آتشِ الوهیت، فراتر از آنچه هر قلب فانیای جرئتِ لمسش را داشته باشد.
در حالی که جبرئیل با نجوا سخن میگوید و رافائل با لمسی شفا میدهد، تو آن شعلهای هستی که تمامِ منطق را میبلعد؛ گرمایی مقدس که مرا همزمان نابینا و دوباره متولد میکند.
میکائیل شاید نگهبانِ دروازههای بهشت باشد، اما نمیتواند روحم را از صعود به سوی تو بازدارد؛ چرا که در نگاه تو، من سرودِ باستانیِ سرافیم را مییابم—ملودیِ یک وفاداریِ مقدس و بیپایان."