---
شام تولد خانم مینا، قدیمیترین مهماندار شرکت هواپیمایی، سال بازنشسته میشد، بهونهای شد تا مینهو و هیونجین مجبور باشن توی رودربایستی توی این مراسم شرکت کنن. همکارها کیک بزرگی رو سفارش دادن، با کارت مدیرعامل نوشیدنی و شام گرفتن و بعد تا نصفه شب زدن و خوندن و رقصیدن.
مینهو سعی کرد تا حدودی جمع رو همراهی کنه اما هیونجین حتی تلاش نکرد و امود کنه از حضور توی مهمونی خوشحاله. تعداد بطریهای خالی سوجو جلوش انقدر زیاد شده بود که میشد باهاش برج ساخت. وقتی بالاخره سرش رو روی میز گذاشت و چشمهاش رو بست، مینهو فهمید ظرفیت پسر کوچکتر تموم شده.
پست بعدی...