..............................................متن ترانه
ای که در شبهای دوری گریه میکردی برایم
رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریههایم
بی تو آوازی دلم را پَر نخواهد داد دیگر
بی تو حتی شوقِ خواندن مُرده دیگر در صدایم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نمانده است
باید از باران بگیرم خاطراتِ مُردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشتِ شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم
یا به شوقِ لحظۀ برگشتنت عاشق بمانم
یا شبی در آخرین رؤیای غمگینم بمیرم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نمانده است
باید از باران بگیرم خاطراتِ مُردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشتِ شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
موسیقی و هنر