اهیل در خونه رو باز میکنه داخل به محض ورود با تنویر روبرو میشه تنویر بانگرانی رو میکنه سمته اهیل و میگه اهیل دخترم کجاست
اهیل نمیدونه چی بگه ؟شوکست با من من رومی کنه سمت تنویرو میگه مامان منو ببخش دخترت رو گم کردم
تنویر چند دقیقه وایمیسه نمی دونه باید چی کنه یا چه عکس العملی نشون بده .اهیل وقتی به خودش میاد که یه طرف صورتش سوخت
تنویر با عصبانیت دومی رو میزنه .اهیل همینطور سرشو انداخته پایین و کاری نمی کنه
تنویر با عصبانیت سومی رو میزنه و باداد میگه دخترم رو بیار اهیل دخترمو نوه هام رو میاری خیلی زود
اهیل زانو میزنه زیر پای تنویر و گوشه ی دامنشو تو دستاش میگیره و میگه مامان پیدا میکنم صنمم و پیداش می کنم
تنویر بی توجه به اهیل میره تو اتاقش .ادیتی اهیل رو میبینه که زانو زده و داره کریه میکنه میره سمت اهیل .و اشکاشو پاک میکنه و میگه اهیل چی شده ؟
اهیل بی هیچ حرفی در سکوت ادیتی رو تواغوشش میگیره و سرشو رو شونه هاش میزاره و گریه میکنه
صدای ضربان قلب اهیل حس خوبی رو به ادیتی منتقل میکنه اما یه چیزی داره ده دلش چنگ میزنه سر صنم چی اومده ؟
اهیل صنم چی شده ؟
-گمش کردم ادی گمش کردم
-واضح حرف بزن ببینم
-رفتم برم دور بین رو بیارم که وقتی برگشتم نبود فقط النگوهای شکستش رو دیدم که ریخته
ادیتی هینی کشید باور نکردنی بود یعنی چه بلایی سر صنم اومده
اهیل دوباره خودشو انداخت توبغل ادیتی و زار زار گریه کرد .ادیتی موهای اهیل رو نوازش میکرد و هی بهش میگفت غصه نخور پیدا میشه ما پیداش میکنیم