⇜سال ۲۰۰۹ کیسینجر یک مرز مهم را مشخص کرد: آمریکا میتواند خواهان" تغییر رژیم" در ایران باشد؛ یا از آن حمایت کند؛ اما وقتی خودش مستقیماً به عامل اصلی این تغییر تبدیل شود، نتیجه میتواند معکوس باشد. او در عین حال میگفت اگر ایران نتواند از یک «آرمان ایدئولوژیک» به یک دولت-ملت عادی تبدیل شود، ممکن است مسئله تغییر رژیم از بیرون مطرح شود. سالها بعد،در تحلیلهای مانوک بزرگ در سال ۲۰۱۸: دوباره با تصویری روبهرو میشویم که نقش اصلی تغییر را برای خود مردم ایران میبیند و فشار خارجی را عاملی در کنار تحولات داخلی میداند. و حالا در سال ۲۰۲۶: بخشی از آن بحثهای قدیمی دوباره در برابر ما قرار گرفتهاند: فشار نظامی و اقتصادی آمریکا، مسئله برنامه هستهای و موشکی، و سخن گفتن ترامپ از اینکه ایرانیان کنترل حکومت خود را به دست بگیرند.
آیا این فقط شباهت میان سه مقطع تاریخی است؟ یا قطعات یک بحث استراتژیک قدیمی که امروز شکل دیگری پیدا کرده؟