یوکی هین ارومی میکشه و اکازا تکرار میکنه
-از استخر دور بمونید
میتسوری تابلو. رو به روش رو میخونه و دست نیک رو میگیره
-تا شعاعی که در توان دارید بدوید
دایان سکوتش رو میشکنه-قانون بازی به هم دیگه کمک نکنید
به مونیکا نگاه میکنم میرم داخل استخر و هلش میدم بیرون
اینبار نمیتونم نگاه کنم یه نفر دیگه هم از دستم بره
با حس سوزن سوزن شدن پشتم خودم روی اب استخر که کنارش با برگ تزیین شده میکشم
--مونیکا...ببرونش کلبه ی خونی اسمش ترسناکه ....ولی...یه ایستگاه پلیس؛داره
چشممم میبندم صدای گریه مونیکا رو میشنوم ولی اکازا دستشو میکشه و میدون سمت راست دقیقا همون سمت کلبه
با حس اینکه میتونن خودشونو نجات بدن
برای عذرخواهی با ماریا اماده میشم