.
یونیون کانتی به کارگردانی آدام میکس اثری انسانی در ستایش انساندوستی در موقعیتهای انسانی است. این ویژگی باعث نخواهد شد منِ ایرانیِ بچه مسلمان هدفِ اصلیام از آمریکاییها، انتقامِ رهبرِ شهید و فرشتههای میناب، را فراموش کنم امّا فیلمساختن هنری جهانشمول است که حتّی باعث نخواهد شد استفاده از اهالیِ منطقهای از اوهایو را نکتهای مثبت بدانم. این اثر فارغ از جغرافیا حرفی انسانی و بسیار جدّی در بازپروری شخصیت با قرار دادناش در موقعیتهای انسانی میزند. کودی پرسونز، ویل پولتر، شخصیتی مصرف کنندهی موّاد مخدر است؛ این پرسوناژ پس از قرار گرفتن در موقعیتهای انسانی و درمانی با شرکت در جلساتِ همیاریِ تَرک، نشانههای مثبتی دریافت میکند. این نشانهها تا جایی ادامه مییابند که بعد از مرگِ برادرِ ناتنیاش هم، جک، نمود خواهند داشت و در آخر ما یک کودیِ متحول شده روبروایم. تحولِ در او حاصلِ فردیت نیست بلکه حاصلِ تلاش جمعی است که دوست دارد او را به اجتماع خود بازگرداند. این تحول بخشِ قابلِ تحسین انسانیت در سینما است. سینمایی که میتوانست دوربین را بردارد و مانند بسیاری از نمونهها یک مستندِ تأثیرگذار بسازد امّا انتخابِ هوشمندانهی درام و فُرمِ ساده و سهلالفَهمِ رواییِ آن باعثِ جذابیتِ دو چندانِ اثر شده. کلوئی ژائو در «سرزمین بیخانمانها» نزدیک به این مفهوم شده امّا در بوجود آوردنِ سمپاتیِ اشتراکی که بیننده نیز چُنین حسّی را سوگواری کند، ناتوان مانده و...
متن کامل را مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26389