وقتی مدام به مردم گفته میشود «بحران داریم»، «نمیشود»، «نمیتوانیم»، «راه دیگری نداریم»، باید پرسید بعد از آمادهشدن ذهن جامعه، قرار است چه چیزی فروخته شود؟
گواتمالا، هندوراس و نیکاراگوئه را ببینید.
طوفان میچ آمد؛ هزاران نفر جان باختند، زیرساختها ویران شد و مردم درگیر ابتداییترین نیازهای زندگی بودند. درست وسط همین شوک، نسخه دیگری روی میز آمد: خصوصیسازی زیرساختها، واگذاری زمین به ابرسرمایهدارها، فروش داراییهای ملی و باز کردن راه برای خریداران خارجی.
منطق «سرمایهداری فاجعهمحور» می گوید بحران، قدرت مقاومت جامعه را کم میکند و چیزی که در شرایط عادی بهسادگی قابل واگذاری نیست، در فضای اضطرار به حراج گذاشته میشود.
این تجربه برای امروز ما هم هشدار دارد. گاهی پشت انبوهِ «نمیشود» و «نمیتوانیم»، مسئله فقط یک سیاست اقتصادی نیست؛ پای فروش ناموس ملی در میان است.