سرگرمی و طنز
ورزشی
کارتون و انیمیشن
علم و فن آوری
خودرو و وسایل نقلیه
آموزش
موسیقی و هنر
اخبار و سیاست
حیوانات و طبیعت
بازی
حوادث
مذهبی
اشتراکگذاری
سکانس تلخ زندگی
ادامه
Mohammad_ZBT
۱۴۰۵/۰۴/۰۲
سکانس تلخ زندگی
۰۱:۱۸
«همه گفتند لیلی را رها کن؛ اما دعای مجنون چیز دیگری بود…»
Mohammad_ZBT
۰۱:۰۷
همان آدمی که جواب سلامم را نمیداد، امروز به زور میخواست سوارم کند..!
Mohammad_ZBT
۰۱:۰۴
وقتی زندگی آنقدر سخت میشود که آدم آرزوی مرگ میکند…!
Mohammad_ZBT
۰۱:۱۷
پرسیدم چقدر دوستم داری؟ سکوت کرد… بعد چشمهایش را بست و گریه کرد..!
Mohammad_ZBT
۰۱:۰۴
زیادی خوب نباش؛ وگرنه باید ثابت کنی احمق نیستی…!
Mohammad_ZBT
۰۲:۲۲
کاش فقط یک بار دیگه صدام بزنی مادر..!
Mohammad_ZBT
۰۱:۰۶
دختری که فقط «احترام و تعهد» میخواست، چرا از دستش دادن؟
Mohammad_ZBT
۰۱:۰۳
زیادی محبت کنی، یه روز پرتت میکنن…!»
Mohammad_ZBT
۰۱:۰۵
آخرِ زندگی، آینهای جلوت میگیرن… و میفهمی میتونستی کی باشی..!
Mohammad_ZBT
۰۱:۱۸
«وقتی از دستش میدی، تازه میفهمی چقدر عزیز بود…!»
Mohammad_ZBT