به باد غبطه میخورم. آزادانه به هر کجا که میخواهد سفر میکند. مانند درمانگری دورهگرد، به سبزهزارها و گلزارها سر میزند، دست نوازشش را بر روح خستهی سبزهها و گلها میکشد، و آنها را با مهربانی به رقص شادی و سرور دعوت میکند.
گاهی مانند مادری دلسوز، پیچ و تاب موهای دختربچهها را باز میکند و با ملایمت بر گونههایشان بوسه میزند. دخترکان هم با رضایت خود را به آغوش مهربان مادر میسپارند.
دوستی دیرینهی باد با ابرها نیز زبانزد است. همیشه دوستانش را در رسیدن هدف مقدسشان، برای سیراب کردن زمینهای تشنه همراهی میکند.
به راستی باد روحنواز طبیعت است.