«بنده از چندی پیش گفتم مراقب نفوذیها باشید؛ بعضیها برآشفته شدند؛ بیخود! برآشفتگی ندارد... [...] نفوذی معنایش این نیست که حتماً رفته باشد پول گرفته باشد برای اینکه بیاید در فلان دستگاه نفوذ کند و خودش هم بداند چهکار دارد میکند؛ نـــــــه! گاهی نفوذی، نفوذی است، خودش هم نمیداند! امام (رضواناللهعلیه) فرمودند گاهی حرف دشمن با چند واسطه از دهان مردمان موجّه شنیده میشود. امام هوشیار بود، امام مجرّب بود.» (امام خامنهای، اسفند نَود و چهار)
پیش از انتشار «جنگِ بزرگِ ایران و آمریکا» در فروردینماه سال گذشته، نظرِ دو نفر از دوستانِ حوزویَم را دربارۀ بخشِ مربوط به شما پرسیدم؛ مشورتِ یکی از آنها (که شما در انتخابات، گزینۀ او نبودید) این بود که به جای شما، از سخن یک (اشتباه نکنم) اصلاحطلب استفاده کنم! نمیخواست که پیکانِ انتقاد منْ به سوی شما نشانه رود. امروز که رفتار و سخنانِ شما را در یک سال و نیمِ گذشته دیدهایم، خدا میداند که چقدر شاکرم که به این مشورت عمل نکردهام! در روزگاری که شما «گناهِ مذاکره» را (که در «انقلابی، نه سیاهیِ لشکر» گناه بودنِ آن را از کلام امام شهیدمان استخراج کردهام) «صورتی از جهاد» معرفی میکنید، مسئله این نیست که زندان رفتن حمید رسایی به حق بوده است یا نه، به شما مربوط بوده است یا نامربوط؛ مهم این است که وقتی یکی از پیشتازانِ جهاد تبیینْ در میانۀ جنگِ وعدهداده شدۀ ما با آمریکا زندانی میشود، اهمیتِ برملا کردن نفوذ و رسوا کردنِ نفوذی بر همگان آشکارتر میگردد.