سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
---

شب قشنگی‌شون به آخر رسید. هیچی از فیلم نفهمیده بودن چون با اینکه بگوم روی صفحه سینما می‌درخشید اما هیونجین هر بار حواس فلیکس رو از آقای بازیگر با بوسه‌های یهوییش پرت کرده بود. پیاده‌رویشون تو هوای خنک بهار که دومم چندانی نداشت و به زودی به گرمای تابستون تبدیل می‌شد، لذت‌بخش بود. فلیکس از برنامه‌اش برای آینده گفته بود و هیونجین از اینکه چقدر بهش افتخار می‌کنه. مسابقه‌شون سر اینکه کی می‌تونه غذای تندتری رو بخوره بدون برنده تموم شده بود چون ظاهرا جفتشون ظرفیت تحمل تندی زیادی رو داشتن. آخرین شب تعطیلات می‌تونست تبدیل به بهترین شب تعطیلات بشه اگه، اتفاقی که ساعت ۱۲ شب افتاد، نمی‌افتاد.
ادامه پست بعدی ...