روز 29 آگوست یکی از ساکنین طی تماس با مرکز امنیتی می گوید / تعریف این چنین است / مامور امنیتی : بفرمایید . با مرکز امنیتی تماس گرفته اید . طرف : جناب از خواب پریدم عین شدت برق گرفتگی از بالا و پایین . و رویم یک چیز مشکی جلزولز کنان دیدم . جلوی چشمانم یک فرشته و چندیدن فرشته به دور یک سطح می گشتند . مامور امنیتی : همسایه هایتان در کار فروش مواد مخدر – و شبکه های پورن و قاچاق جنسی ، منحرف و هم جنس گرا تحت تعقیب بین الملل . جام و طلسم هم دارند . خیلی مراقب باشید . تحت تعقیب داخل هم هستند . در کارهای ارسال شوک قاچاق و ... نظامی هم فعالیت دارند به سراسر دنیا . طرف : خوب کی رسیدگی می شود ؟ مامور امنیتی : زمان بر است . ولی مطمئن باشید به سزای اعمال کثیف و متحجر غیر قانونی اشان می رسند . این داستان واقعی است بر گرفته از نویسنده خود داستان .