بعد از تو من هر شب شعرها نوشتنم با حسرت همسفره و با آه هم ناله بودم به غمخانه من که غم آمد چو غمگین دید دل غم زده ام را غمخوارم شد از بس که بعد از رفتنت بی کس شده ام درد که دید درد دارم شد همدرد دردهای بی درمانم از بس که درد آشنا ندیده بود با من پیمان بست در پیاده روی های شب که با من هست تا به انتها این تنهایی و درد ببین با رفتنت چه کردی این آشفته حال مرا آغشته با مرگ کردی و رفتنی دلنوشت و اجرا تورج توجی