تنی خونین در آغوش حرم رفت دلا دیدی که حاجی زاده هم رفت… سرود بیقراری خوانده ام باز چرا از قافله جا مانده ام باز من آهی سرد و اشکی گرم دارم من از جا ماندن خود شرم دارم… نشد روحم ز تن آزاد ای داد نشد این بار هم ای داد بی داد شما ای زندگان هرگز نمیرید شهیدان دست ما را هم بگیرید…