یونا درباره از دست دادن فنساین ابراز ناراحتی کرد =________
یونا: میدزی..!
یونا: بالاخره یه کم بهتر شدم، برای همین الان دارم بهتون پیام میدم...
یونا: همونطور که احتمالاً از اطلاعیه فهمیدید، من الان توی بیمارستانم... خیلی دلم میخواست برم فنساین، ولی یهویی بستری شدم... ببخشید.
یونا: درمانم رو انجام میدم و سعی میکنم هرچه سریعتر خوب بشم تا دوباره با حال خوب ببینمتون، پس لطفاً خیلی نگران نباشید..!
یونا: حتماً به اندازه کافی بخوابید، خوب غذا بخورید و مریض نشید، باشه؟؟
یونا: حتماً به حرف دکتر گوش میدم و تمرکزم رو روی خوب شدن میذارم.