سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۶/۳۱
پچ پچ کردن همه شروع میشه
صداشون رو به وضوح می‌شنوم ...
-این دیگه از کدوم روستایی اومده
-چندش...
داشتم بین حرفاشون غرق میشدم که هانی تحمل نمیکنه منو میبره اتاق خودش...
-میا
سرم رو میندازم پایین
دست خودم نیست
قلبم اتیش گرفته مگه چیکار کردم اینجوری بهم توهین میکنن
اشک هام روی صورتم لیز می‌خوردن
-گریه نکن میا...
نمیتونم نمیتونم خودمو کنترل کنم
هق هق میکردم و میلرزدم
که زبون هانی روی صورتم جای اشک هام رو پاک می‌کنه

-میا گریه نکننننننننن لعنتی گریه نکننننننن ؛؛؛
خودم رو پرت میکنم بغلش و سرم رو فرو میبرم توی گردنش
-میا گریه نکن قندعسلم من کنارتم