وقتی انسان خود را بینیاز از خدا دید، همان لحظه سقوطش آغاز شد.
این داستانها یادآور حقیقتی عمیق است: انسان هر قدر هم که به قلههای علم، قدرت یا شهرت برسد، چه چون ولادیمیر کاماروف در آسمانها پرواز کند، چه چون تانکردو نوس در آستانه بالاترین مقام سیاسی بایستد، چه چون استیون هاوکینگ در ژرفای دانش کیهان کاوش کند، یا چون توماس اندروز شاهکاری مهندسی بیافریند باز هم در برابر اراده و قدرت مطلق الهی، قطرهای در برابر اقیانوس است. قرآن کریم انسان را به تواضع، توکل و یاد خدا فرا میخواند و هشدار میدهد که غرور و اتکای صرف به توان محدود خویش، سرانجام به آشکار شدن ضعف و نیازمندی ذاتی او میانجامد. عزت حقیقی نه در انکار یا غفلت از خدا، بلکه در بندگی آگاهانه و تکیه بر «او که بر هر چیزی تواناست» معنا مییابد؛ جایی که دل، آرامش را در سایه توکل مییابد و انسان درمییابد سراسر وجودش محتاج لطف و هدایت پروردگار است.