سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۷/۰۳
خلاصهٔ داستان:
امپراتور مهربان و صلح‌طلب که از مهارت‌های رزمی چندان خبری نداره، و ملکه جنگجویش که تو نبرد استاد مطلقه، همیشه از هم متنفر بودن و به هم اعتماد نداشتن. اما بعد از یه تعویض عجیب بدن، مجبور میشن تو نقش همدیگه زندگی کنن و کارای هم رو انجام بدن. تو همین تلاش برای حفظ هویتشون، کم‌کم سوءتفاهمات حل میشه و یاد میگیرن که به هم اعتماد کنن و عاشق شن. امپراتور که حالا تو بدن ملکه‌ست، از نزدیک شاهد تمسخر و توطئه‌هایی میشه که کنیزها و ملکه مادر بهش نسبت میدن و میفهمه زندگی ملکه چقدر سخت بوده. از طرف دیگه، ملکه که تو بدن امپراتور قرار گرفته، دلایل بی‌اعتمادی امپراتور نسبت به خانواده‌ش رو درک میکنه...