درسته که فلیکس با هیونجین هیونگش چند بار دیت رفته بود و هزار بار همو بوسیده بودن، درسته هیونجین و آغوش گرمش پناه فلیکس شده بود و درسته فلیکس برای هیونجین میمرد اما هنوز بهش اعتراف نکرده بود. تعللش برای این نبود که از حسش به پسر بزرگتر مطمئن نیست. نه! فقط احساس میکرد بعد از ماجرای سهون اگر انقدر زود به هیونجین اعتراف کنه تو نگاه پسر بزرگتر تبدیل به یه آدم سطحی همیشه حاضر میشه که از این کیس به کیس بعد میپره و احساسش ممکنه اصلا عمیق به نظر نیان. نمیخواست هیونجین فکر کنه چون سهون نشده پس اون یه جایگزین. هیونجین هیچوقت جایگزین نبود. اون از هر نقش اصلی، نقش اصلیتر بود.
ادامه پست بعدی...