اولین باری که میخواستم تنهایی برم خارج از کشور ۸ سالم بود! البته منظورم از تنهایی بدون خانواده بود نه اینکه کلا تنها!
از طرف کمپانی آیندهسازان، یک تور تفریحی برای همه کارآموز هایی که نزدیک دبیوشون گذاشته شد!
کارآموز هارو به ۶ تا دسته ۵ تا ۸ نفره تقسیم کردن! و ما جز دو تا دسته آخر بودیم.
بهمون گفتن سفرتون به مدت دو هفتهس، شما اول باید ژاپن رو ببینین و بعدش کره جنوبی رو.
اون زمان من هیچی نمیفهمیدم نمیدونستم جی-پاپ چیه، کی-پاپ کیه، اصلا کیدراما چیه؟
شاید بنظرتون احمق بیام ولی من از اولم وقتی کارآموز این کمپانی شدم فقط دلیلش این بود که میخواستم یه مدل بشم یا یه اینفلوئنسر
وقتی بهم گفتن باید از حالا به بعد عادت کنم بدون خانواده و فقط همراه عوامل کمپانی برم خارج نشستم تا صبح گریه کردم! برام خیلی ترسناک به نظر میومد!
اول رفتیم ژاپن توی یه هتلی که تو ایران آدم خوابش رو هم نمیبینه! بعدشم دیدن مناطق دیدنی، شهرک فیلم و سریال و خرید تو پاساژ ها که البته بنظرم خیلی لوس و بی مزه بود! همش دلم میخواست برگردم خونمون پیش خانوادم.
تازه بعدش هم رفتیم کره جنوبی از اونجا هم خوشم نیومد! نه اینکه بگم این دوتا کشور بده! نه برعکس خیلی کشورهای مجهز و زیبایی بودن ولی من میترسیدم چون خانوادم پیشم نبود اصلا برام لذتی نداشت!
روز آخر موندنمون تو کره، مارو بردن توی یه استادیوم اجرای زنده،
البته قبلش من نمیدونستم اصلا کجاست تا اینکه یه پاکت طلایی به همه دادن گفتن صف ببندین برین بدین به اون آقاهه
رفتیم دادیم پاکت رو آقاهه بازش کرد یه بلیط آورد بیرون سوراخش کرد دوباره داد بهمون!
مدیر تور هممون رو راهنمایی کرد رو صندلی هامون بعدم کنارمون نشست!
تقریبا نیم ساعت بعد دیدم هفت نفر رو استیج هستن! با ظاهر زرد، سفید، طوسی! حالا اگه گفتین کی بودن؟ بی تی اس! برای اجرای آهنگ باتر
دیگه نگم براتون چقدر داشتم میلزیدم! همه توی مکان کره ای بودن به جز ماها و همین ترسناک بود برام! شاید بازم براتون احمقانه به نظر بیاد ولی من واقعا نیاز به مامانم داشتم و در حال لرزیدن بودم!
اصلا اون موقع بیتی اس رو نمیشناختم، اصلا دنبالشون نمیکردم. برای همین توی تمام مدت اجرا سرم پایین بود!