سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
پارت پانزدهم
چقدر گذشته بود؟ دو ماه یا شاید یکم کمتر؟ آخرین باری که فلیکس هیونجین رو دید، بهار بود. حالا تابستون داشت به نیمه می‌رسید. مدرسه تموم شده بود، کلاس‌های کنکوری شروع شده بود و کمتر از یک ماه دیگه تولد 18 سالگیش بود.

فلیکس دو ماه گذشته فقط تمرین کرده بود. شبانه روز و بی‌وقفه. انقدر نواخته بود که سر انگشت‌های کوچکش همگی به خون می‌افتاد، زخم می‌شد، پینه می‌بست و دوباره خونی می‌شد. خواب شب ازش فراری بود. زیر چشم‌های درشت عسلی قشنگی گود افتاده بود. از قبل هم لاغرتر شده بود.
پست بعدی...