لوکا: تو اتاق دو نفری منم میام
رز: تو نیا
الیور: بیا بریم
لوکا رو مثل خیار کاشتن و لوکا گفت چن چن رو بیارن
لوکا: چن چن مامانت ی مرد دیگه ای پیدا کرده
چن چن: چه خوب بابای جدیدی دارم
لوکا: بچه ی نمک نشناس
چن چن: باشه چیکار کنم
لوکا: برو تو اون اتاق و نذار به هم نزدیک بشن
رز: چن چن اینجا چیکار میکنی
چن چن: اومدم مامانیمو ببینم
الیور: چه بچه ی نازی
چن چن: به من دس نزن
چن چن: مامان باید جلوی بابارو بگیری ی زن تو شرکت بابارو دوس داده چن دفعه سعی کرده با بابام ازدواج کنه
رز: زودباش بریم
فلش بک: رسیدن شرکت و اون زنه رو دیدن ( اسم زن سلین)
سلین: پسرم اومدی مامانتو ببینی
چن چن: تو مامانم نیستی این مامانمه
رز: ی دفعه هم سعی کنی به پسرم مادری کنی میکشمت
رز: چن چن ما میریم پارک اگه چیزی شد به بابات نگو باشه
چن چن: آخه.... باشه
رز: بیا بریم
سلین: باشه
فلش بک: رفتن پارک و دعوا شروع شد
رز: ببین تو به شوهرم و بچه ام حق نداری نزدیک شی
سلین: دهنتو ببند بابا اون شوهر منه ازدواج کنیم بچه رو میندازم به یتیم خونه
رز: خبر بد ما ازدواج کردیم
سلین: چیییی اون فقط مال منه
اینطوری ادامه داشت که لوکا چن چن و نگران دید
لوکا: اینجا چیکار میکنی؟
چن چن: هیچی
لوکا: کی تورو آورد اینجا؟
چن چن: هیچکس
لوکا: چیشده
چن چن میخواست بگه که یکی افتاد آب یکی افتاد آب
چن چن: واییی نه
لوکا: چیشده
چن چن: مامانم مانم بود اونجا
لوکا: چی براش خطرناکه زود باش
الیور: خوبی رز ؟
رز:آره خوبم
لوکا: ولش کن
چن چن: مامان خوبی
رز: گفتم نگو
چن چن : کامل نگفتم
لوکا : چیشده بیاین بریم دکتر
فلش بک: رسیدن دکتر و
دکتر: باز چیشده دیگه بدنش طاقت نداره
لوکا: حالش خوبه
دکتر: نه خوب نیست زخمش کم مونده باز بشه
لوکا: چالان چیکار میکنین
دکتر: فقط بخیه میزنیم
لوکا:اوکی دکتر
لوکا: حالا نوبت تو هست چن چن بگو امروز چیشد
چن چن: مامان گفت نگم
لوکا: چن چن ( با عصبانیت)