سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۳/۳۰
آسمانت سرخ امّا آسمان من کبود
بعد تو بابای خوبم، آسمان آبی نبود

من تو را می‌خواستم دیدم تو با سر آمدی
آمدی جانم به قربانت ولی دیگر چه سود

در تنور آن شب که خاکستر شدی، من سوختم
تو گرفتی بوی نان و من هم گرفتم بوی دود

داغ سنگین تو قدّ کوچک من را شکست
بعد تو یا در رکوعم دائماً یا در سجود

بچّه‌های شام با من سنگ بازی می‌کنند
بچّه‌های شام می‌خوانند دور من، سرود

فکر کردم بعد تو من را مدینه می‌برند
نامسلمانان مرا بردند بازار یهود

از شتر وقتی که افتادم، سؤالی داشتم
آه! بابای من از مرکب چطور آمد فرود

با عمو عبّاس می‌گویم چه آمد بر سرم
شاید اخمی کرد از نیزه به شمر بی‌وجود
مذهبی