بعضی از شب ها خیلی عجیب اند می دوتی شب سکوت خلوت دردی عمیق در عمق تن سفری بی برگشت کاغذهای پاره پاره شده و بغضی طولانی به اندازه اولین قطره اشکی که بر گونه ای سرازیر می شود پاکت های سیگار مچاله شده در گوشه ای و سیگارهای نصف خاموش شده در فنجان قهوه سرد شده و التهاب ثانیه های فردا آره عجیب هستند بعضی از شب ها شب هایی که از فرداش تو باز تنهاتر از همیشه به دیدار سرنوشت خواهی رفت