سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

پارت-۶۴

ادامه
۱۴۰۰/۰۶/۲۷
-خواهش میکنم'اون دوستپسرم نبودن پسر عمم بود و برا اینکه شمارو دک کنه اونجوری گفت:/
اتردین:اها
امیر:بفرمایین بشینین
اتردین:ببخشید حواسم به شما نبود سلام:)
امیر:خواهش میکنم'پسر دایی ارزو هستم خوشبختم'حالا بفرمایین
اتردین:نه ممنون'داشتم از ملایر برمیگشتم ماشینم خراب شد حالا نشستم اینجا ناهار بخورم تا با اژانسی چیزی برگردم
امیر:خوب با ما بیاین جاهم براتون هست
-اره امیر راست میگه بیاین میرسینمتون
اتردین:لطف دارین زحمت نمیدم بهتون
امیر:حالا تعارف کن تو بگو نه منو ارزو دست و پاتو میگیریم پرتت میکنم تو ماشین پس بهتره با پای خدت بیای
اتردین خنده ای میکنه:باشه دستتون درد نکنه
امیر:خواهش دادا حالا بشین انقدرم رسمی حرف نزن
اتریدن:بـاشـه
امیر:خوبه'چند سالته؟
اتریدن:من۲۱ سالمهه
-چییییی؟نامصن؟بهت نمیخوره
امیر و اتردین میخندن:اره خوب همه میگن
-ایش جمع کن یه چیزی گفتما خودشیفته
اتردین:خخخ شما چند سالتونه؟
-من۱۶
امیر:منم۱۹
اتردین:واقعا۱۶؟
-اره'چطور؟
اتردین:فڪ میکردم۱۴-۱۳ سالت باشه
-اووم فکرت اشتب بید دیگه
ناهارو اوردنو تو سکوت خردیمو رفتیم سوار ماشین شدیم امیر و اتردین حسابی گرم گرفته بودن و یه بند حرف میزدن اتردین نه پدر داره نه مادر و توی تصادف مردن و خودش مستقل زندگی میکنه اقا جونو و مامانجونش(پدر و مادر مادرش)اونا هم مردن و یه دایی داره که رابطشون باهم خوب نییس مادر و پدر پدرشم تو همون تصادف پدربزرگش میمیره و مادربزرگش فلج میشه و عمش ازش نگه داری میکنه که مجرده و یه عمو داره که ۲۸ سالشه وشغل اتردینم شرکت باباشه که داره مدیریتش میکنه منم اون پشت دراز کشیده بودمو به حرفاشون گوش میدادم که حس کردم حالم داره بد میشه:امیر بزن بقل