میدهد قلبم گواهی در غروبی مات و غمگین شوق رفتن در نگاهت مینشیند سرد و سنگین میروی و مینویسی نامه ای بهر جدایی مینویسی من گذشتم از تو و از آشنایی چشم من گرید پس از تو بر سکوت خانه من مرغ شب غمگین بنالد بر من و افسانه من ---------- ستاره آی ستاره چشام اشکی نداره دیگه پیداش نمیشه نمیادش دوباره دیگه دوستم نداره من و تنها میذاره آخه گوش کن ستاره آی ستاره