دلم اندازه تمام روزهای با تو بودن تنهاست دلم مثل تمام روزهای با تو بودن تنهاست مرا سکوت شب فریاد می زند دلم بی بهانه باز بهانه میگیرد شب سیاه و پر شد از درد من انگار در بطن شب و شبم اما باور کن که پر شده از غم من اندازه تمام روزهای با تو بودن تنهام و تو نفهمیدی بزرکترین ارمغان تو همین سوز سکوت و بغض لحظه هایم بود شب هر شب سیاه پوش ثانیه هایم شد و زمان مرا به تنبیه ، به تکرار اندیشه بی رحم تو محکوم کرد شاعر تورج توجی