♪✨✨✨✨♪ ↓(شعر)↓ از روزگار دلگیرم، ای کاش، رنج آخر داشت یوسف اگه برادر داشت، کی توی چاه می افتاد دل چشمه بود و میجوشید، وقتی خدا واسه مردم هر روز یک کوزه رو میشکست، از تیکه هاش دل میساخت از تیکه تیکه ی قلبم، هی کوزه ساخت اما هی هرشب واسه من تنها، از خون و خاک گِل میساخت بکار و بچین، بچین و ببخش زمین خدا، برای همه ست ببین و نترس، نترس و بگو خدای تا ابد، خدای همه ست تا چشم کار میکرد و تا اعتماد میکردم چشمم به هرچی که میدید، بی اعتماد تر میشد معجون دردمندی از سردرد و دردسر بودم با هر مسکنی تازه دردم زیادتر میشد خشکیده تر شدم ای ماه، عکست توی کدوم چشمه ست اینجا که هرچی میبینم دالون ِ تنگ و تاریکه اینجا که هرچی میگردم، راهی به سرپناهی نیست روح بزرگ من دیدی دنیا چقدر کوچیکه بکار و بچین، بچین و ببخش زمین خدا، برای همه ست (ببین و نترس، نترس و بگو) (خدای تا ابد، خدای همه ست) بکار و بچین، بچین و ببخش زمین خدا، برای همه ست ببین و نترس، نترس و بگو خدای تا ابد، خدای همه ست ♪♪♪♪ ↓↓«تفسیر این شعر»↓↓ آهنگ "یوسف" از محسن چاوشی، با الهام از داستان حضرت یوسف (ع)، پیامهای متعددی را در خود نهفته دارد که میتوان به خلاصه زیر اشاره کرد: °°°°°°°° به طور خلاصه، آهنگ "یوسف" داستانی از رنج، تنهایی و خیانت را روایت میکند، اما در نهایت با تأکید بر صبر، امید، عدالت الهی و بخشش، پیامی از رستگاری و پیروزی را به شنونده منتقل میسازد.