در کره جنوبی مردم به پنج دسته تقسیم میشن؟!
تو کره به این سیستم طبقاتی میگن:
(سوجو گِگیوبرون)
به فارسی میشه:
(تئوری طبقاتی قاشق ها)
آره میدونم مسخرس! ولی این قاشق با اون قاشق فرق داره، این ضمنا یه توصیف محسوب میشه.
برای مثال:
۱.قاشق های طلایی(گوم-سوجو)
این افراد برترین های کره هستن یا بهتره بگم چبول! چبولها از لحظه تولد تو بهترین بیمارستانها بدنیا میان و زندگیای دارن که توش هیج دغدغه مالی وجود نداره تا لحظه مرگشون فقط معجزه سیاه میتونه اونارو ورشکسته کنه!
(البته خدانکنه! ما که حسود نیستیم! بمونه واستون!)
این دسته خاندان های بزرگ رو تشکیل میده که وارث شرکتهای بزرگ هستن و سرنوشت کرهجنوبی رو تو دستاشون دارن! بینالملی هستن و انگار بدنیا اومدن که برای اتفاقات بزرگ باشن.
۲. قاشق های نقرهای(اون-سوجو)
این دسته هم اینقدر ثروتمندن که دست کمی از اون قاشق طلایی ها ندارن! درست مثل وارثان کمپانیهای بزرگ یا شرکتهای کوچیک یا اصلا دکترهای متخصص، وکلا، مهندسین حرفه های مختلف! حتی افراد مشهور مثل آیدلهای کیپاپ و بازیگران کیدراما! این دسته میتونن با تلاش خودشون در طول زندگی چبول بشن و حتما نباید از ابتدای تولد ثروتمند باشن.
۳. قاشق های برنزی(دونگ-سوجو)
این دسته هم ثروتمنده ولی قدرت و ثروت زیادی نداره و در سطح متوسط زندگی میکنه. به عبارتی زندگیشون دغدغه داره ولی نه زیاد. این دسته شامل خانواده های وارث شرکت یا کارخونه های کوچیک یا افراد مشهوری که تازه به اوج رسیدن! در بعضی مواقع کارمندها یا افرادی که که موفق شون برای چبولها کار کنن، قاشق های برنزی رو تشکیل میدن!
۴. قاشق های خاکی(هوک-سوجو)
این دسته داره با سختی زندگی میکنه و درآمدشون بر پایه حساب و کتاب خرج میکنن چون یه حرکت اشتباه اونا رو بی قاشق میکنه!
۵.بی قاشقها (پلا-سی-تیک سوجو)
این دسته واقعا زندگی ترسناکی دارن، جوری که اگه امید به زندگی نداشته باشن یعنی رسما مردن! شرایط اونا درست مثل افرادیه که خونه ندارن یا تو اتاق های شیش مشتری اجازهای زندگی میکنن، گاهی اوقات غذا نمیخورن تا بتونن فقط یه چیز ساده مثل لباس برای خودشون بگیرن!