جنگ دوباره آغاز میشود!
بازی خطرناک در بورسا: آشوب داخلی در راه است
در حالی که تبوتاب استقرار در بورسا ادامه دارد، دستهای پنهان وارد عمل میشوند. کسانی که میخواهند جلوی اوجگیری سلطان اورهان را بگیرند، تلاش میکنند شهر را از درون به آشوب بکشند. چه کسی پشت این توطئه خائنانه است؟ آیا سلطان اورهان میتواند پیش از آغاز جنگ داخلی آن را متوقف کند؟
جبهه پرنسس آسپُرچا: تصمیم به جنگ
خشم آسپُرچا نسبت به سلطان اورهان روزبهروز بیشتر میشود. پیشنهاد ازدواج پدرش با سلطان اورهان و پیشبرد دستور کاری پنهانی از سوی اورهان برای ازنیک، او را به نقطهای بیبازگشت میرساند. آسپُرچا که مصمم است کنترل اوضاع را کاملاً در دست بگیرد، برای آغاز جنگ علیه اورهان اقدام میکند. او به دافنه دستور میدهد نیلوفر خاتون را نزدش بیاورد. آیا دافنه میتواند این فرمان خطرناک را اجرا کند؟
نیلوفر خاتون چه خواهد کرد؟
نیلوفر خاتون وقتی میفهمد امپراتور قصد دارد دخترش را به عقد سلطان اورهان درآورد، دچار شوک بزرگی میشود. در برابر این تحول، واکنش او چه خواهد بود؟ آیا سکوت خواهد کرد یا با حرکتی این بازی را برهم خواهد زد؟
یورش خونین: رشتهها گسسته میشود
نقشه دیگری از آسپُرچا وارد مرحله اجرا میشود. فلاویوس به نیروهای اورهان حمله میکند و آلپها به شهادت میرسند. سلطان اورهان که با شنیدن این خبر به اوج خشم میرسد، دیگر عقبنشینی نخواهد کرد. او مصمم است حساب این حملهای را که صلح را بر هم زده، هم از آسپُرچا و هم از فلاویوس پس بگیرد. نخستین اقدام سلطان اورهان چه خواهد بود؟
ائتلاف دمیرهان و گرمیان
دمیرهان که میخواهد سلطان اورهان را تنها بگذارد، نقشههایش را گسترش میدهد. او با مهمت گرمیاناوغلو همکاری میکند؛ در حالی که از یک سو اورهان را تضعیف میکند، هدف مهمت از سوی دیگر روشن است: علاءالدین بیگ. آیا علاءالدین و گونجا در سفر خود به گرمیان میتوانند از دامهای پست و ناجوانمردانه جان سالم به در ببرند؟
راز دورسون فاش میشود
دمیرهان با فاش شدن این حقیقت که برادرش دورسون از خاندان کارِسی است، دچار شوک میشود. سلطان اورهان دستور میدهد دورسون را به زندان بیندازند. دمیرهان برای نجات برادرش تا کجا پیش خواهد رفت؟