اینترنت پر از داستانهای ترسناک اینترنتی، گزارشهای مشاهدهٔ موجودات ناشناخته، روایتهایی از فعالیتهای ماوراءالطبیعی و ماجرای ناپدیدشدنهای حلنشده است. بیشتر این داستانها شایعهها و شوخیهایی هستند که ترولهای اینترنتی به راه میاندازند؛ چیزی جز سرگرمی نیستند. اما عدهای بداقبال، خیلی زود و به بهای سنگینی درمییابند که بعضی از این افسانهها حقیقت دارند.
بسیاری از این افراد نگونبخت محکوم به سرنوشتی شوماند، اما شاید با دیدن پسری با شنل قرمز، بختشان تغییر کند. او از شهری به شهر دیگر میرود و هر جا اتفاقات عجیبی رخ دهد، سروکلهاش پیدا میشود.
آیا او نوری در دل تاریکی است؟ یا مدرکی زنده بر این حقیقت که هیولاها واقعاً وجود دارند؟...