همه دلا شکسته تموم لبها بسته دلم میخواد بخونم اما سازا شکسته همه دلا پر از غم تو چشما اشک مات دیگه فریاد رسی نیست بجز خدا کسی نیستهمه دلا شکسته تموم لبها بسته دلم میخواد بخونم اما سازا شکسته همه دلا پر از غم تو چشما اشک ماتم دیگه فریاد رسی نیست بجز خدا کسی نیست از عشق نمیشه حرف زد نه از محبت دم زد از عشق نمیشه حرف زد نه از محبت دم زد دیگه کسی نمونده که رفت و خونه ش در زد
همه دلا شکسته تموم لبها بسته دلم میخواد بخونم اما سازا شکسته ز بس تنها نشستم درها رو رو خود بستم هم صحبت آینه اونم زدم شکستم آه ای خدا به داد ما نمیرسی مردیم همه ز حسرت و ز بی کسی دیگه کسی نمونده که رفت و خونش در زد دلا پر از غم تو چشما اشک ماتم نه از مرحبت دم زد دیگه کسی نمونده که رفت و خونه ش در زد همه دلا شکسته تموم لبها بسته دلم میخواد بخونم اما سازا شکسته کسی نمونده که رفت و خونش در زد