خلاصه داستان: پیغامی از طرف دوست نزدیک شما، دکتر هنسن: «شرایط کاریم توی آسایشگاه جذامی گرهارت اصلا خوب نیست، تحت نظر و فشار شدید هستم. از آزمایشهای غیر انسانی اینجا واقعا میترسم. به دلیل اینکه آدمهای عادی رو اینجا راه نمیدن، من براتون پروندهسازی میکنم تا بتونید به عنوان بیمار وارد شید و با کمک شما مدارکی از اینجا جمع کنیم و با هم از اینجا فرار کنیم… خواهش میکنم تا دیر نشده خودتون رو به اینجا برسونید.»