من بدون نور چشمای تو میمیرم...فکر کردی انقدر خار و حقیرم...که به خودم جرات گرفتن این نور رو بدم؟
اونقدر زیباست که من نمیدونم ، چشمات رو بپرستم یا خالقشون رو .
بعدشم بدست اوردنت اونقدرا هم آسون نبود که بخوام به این راحتی از دستت بدم...
"ازم نخوا که برم لطفا منو توی حصار بوی تنت زندونی کن ، ...چجوری میتونم ولت کنم آخه؟"
میخوام بگم فضای مجازی ثابت کرد ی نفر میتونه غرب باشه تو شمال....کیلومتر ها از هم فاصله داشته باشین اما بازم منتظر این باشی که شب برسه و باهاش حرف بزنی_دلتنگش بشی:)
شایان دوست داشتنت شاید نتیجه پس زدن خیلیلا بود ولی مطمئنم اشتباه نکردم