سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۶/۱۸
ترانه‌سرا: ابوالقاسم زارعی / آهنگساز: سلیمان اکبری / سال انتشار: ۱۳۴۷
.............................................متن ترانه
آن شب که در پیش چشم من میرقصیدی با دیگری
با او بودی گرم گفتگو به من نکردی نظری

آن شب، حسادت آتشی افکنده بود بر جان من
سوز دلم ندیدی و دیدی لبِ خندانِ من

گفتم که از تو قهر کنم اما دلم راضی نشد
از شهر تو سفر کنم اما دلم راضی نشد

آن شب که در پیش چشم من میرقصیدی با دیگری
با او بودی گرم گفتگو به من نکردی نظری


عشقِ من چون آتش است، بازی مکن با آتش
که سوزد جانِ مرا با شعله های سرکش

بیا چون دو بلبل عاشق به نغمه خوانی
پَر کشیم با یک دگر، به بزم مهربانی

آن‌ شب که در پیش چشم من می‌رقصیدی با دیگری
با او بودی گرم گفتگو به من نکردی نظری


عشقِ من چون آتش است، بازی مکن با آتش
که سوزد جانِ مرا با شعله های سرکش

بیا چون دو بلبل عاشق به نغمه خوانی
پَر کشیم با یک دگر، به بزم مهربانی

آن‌ شب که در پیش چشم من می‌رقصیدی با دیگری
با او بودی گرم گفتگو به من نکردی نظری





موسیقی و هنر