سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی

HATRED¹⁷

ادامه
در یکدفعه باز شد... رورا بود....
لینو چشم هاش از زیبایی رورا گرد شده بود... رورا بی تفاوت روبه روی لینو نشست...

لینو با خودش: نه لینو خودتو کنترل کن....

و بعد به حالت بی تفاوت قبلیش برگشت....

رورا با خودش : کارم خوب بود... همینطوری ادامه میدم... عمرا عاشقش بشم...

لینو : چی میخوری...؟
و منو رو روبه رورا گرفت...
رورا : استیک مخصوص...
لینو : حتی منو هم ندیدی...
رورا : خب؟
لینو هیچ حرفی نزد و گارسون رو صدا زد...

پیشخدمت : خب چی میل دارید؟
لینو : 2 تا استیک مخصوص و یه بطری نوشیدنی....
رورا : 2 بطریش کنید....
پیشخدمت. : چشم... براتون میاریم....
و بعد رفت....
لینو : میخوای مست کنی؟
رورا : به خودم مربوطه....
لینو : باشه... بیا یه سری قرار بزاریم....
رورا : اوکی... اول تو بگو
لینو : اولی... روز عروسی همو بوس نمی کنیم...
رورا : باشه... دومی... مجبوریم توی یه خونه زندگی کنیم... ولی باهم نمی خوابیم....
لینو : سومی.... سرمون تو کار خودمون باشه....
رورا : چهارمی... توی دانشگاه هیچ چیزی نمیگیم...
لینو : باشه...
در اتاق باز شد...
پیشخدمت غذا ها و نوشیدنی ها رو روی میز گذاشت... و رفت...
رورا بطری اول رو باز کرد و یک لیوان پر برای خودش ریخت.... و همش رو خورد....
لینو : واقعا میخوای مست کنی..
رورا جواب نداد و شروع کرد به غذا خوردن....
لینو هم اون یکی بطری رو باز کرد و شروع کرد به خودم....
توی چند دقیقه هر دوشون هم غذاشون و هم نوشیدنی هاشون رو تا آخر خوردن.....
و هر دو گیج بودن...
لینو بلند شد و رفت اون طرف میز.... پیش رورا....