سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
-ولی؟
-تعداد پسرای جدید دور هیونجین حتی از دخترها-هم کمترین مامان. میشه گفت فقط من و فلیکس رو می‌بینه.

فلیکس احساس کرد قلبش از ارتفاعی شبیه برج نامسان سقوط کرده و برای اینکه جلوی سیل افکار برادرش رو بگیره با صدای بلندی گفت:
-ماماااااان من اومدمممم...صبحونه حاضره؟
و با لبخند مشکوکی کنار هیونگش نشست. خوشبختانه موهای جدیدش تونست حواس مینهو رو از لاو لایف هیونجین پرت کنه و پسر بزرگتر برای حرص دادن فلیکس شروع کرد به بهم ریختن موهاش.
-هیونگ نکن دیگه عه-
-موش خرما شدی جوجه-
-الان یه چیزی بهش بگو
پست بعدی ادامه ....