چو چیائو، دختری برده، توسط یان شون، وارث سرزمین یانبی، نجات مییابد و میانشان پیوندی قوی شکل میگیرد. اما با بالا گرفتن جاهطلبیها و خیانت به اعتماد، چو چیائو خود را درگیر مبارزات قدرت و پیگیری عدالت میبیند. در میان آشوبهای سیاسی و فداکاریهای شخصی، او به نمادی از امید بدل میشود و برای حفظ مردم و سرزمینش میجنگد.