20سال بعد
20سال گذشته و همه ی بچه ها بزرگ شدند .ماهیرا مریم الیا حانا سونام .هرکدوم بزرگ شدند و داستان های خاص خودشون رو برای زندگی دارند .صنم بعد اون اتفاق تا دوهفته از اهیل دلخور بود اما بالاخره با شنیدن خبر حاملگیش با اهیل اشتی کرد .صنم و اهیل صاحب یه پسر شدند و اسمشو شاهد گذاشتند .شاهد رضا ابراهیم پسر یکی یدونه ی خانواده ی ابراهیم .بهش یه جورایی غرور خانواده هم میگند چون که قراره جانشین پدرش تو تجارت باشه .
اما بعید میدونم از پس چنین کاری بربیاد .یه ذره بی عرضست و شیطنتاش مانع ریاستشه .البته الان 18 سالشه و نمی شه حدس دقیقی راجع به شخصیتش زد .خدارو چه دیدی شاید یه دفعه اونم مثه پدرش تغییر کرد
میرسیم به مریم و ماهیرا دوقلو های ناهمسانی که این سال هارو جدا از هم زندگی کردند .راستش ماهیرا هیچ وقت برنگشت عمارت پدریش وتا حالا که23 سالشه پیش ادیتی زندگی میکرده .گفتم ادیتی یه توضیحی راجع به ادیتی بدم .مدتی بعد از تولد سونام اهیل متوجه شد که ادیتی زمانی نامزدیش با اهیل بهم میخوره و میره امریکا اونجا بایه مردی ازدواج میکنه و از اون صاحب بچه میشه .مهاراجه ی هندی ثروتمندی که ساکن امریکا بوده شیخ اقبال خان .شیخ نمیزاره که ادیتی بچشو بعد از طلاق ببینه .البته شیخ بعد از طلاق یه بار دیگه هم ازدواج میکنه وصاحب پسری از همسر دومش میشه البته شیخ وهمسر دومش بعد ها توی یه تصادف رانندگی از دنیا میرند واین دلیلی براین میشه که ازاد یعنی پسر ادیتی و شیخ و اماد یعنی پسر همسر دوم شیخ بیان پیش ادیتی
بعد از مرگ شیخ ثروت زیادی به ادیتی رسید و ادیتی به یکی از ثروتمند ترین زنان بهوپال تبدیل شد .خلاصه اینکه درتموم این 18 سال ماهیرا اماد ازاد وسونام در کنار هم زندگی کردند .اما در عمارت صنم مریم و شاهد و البته الیا .خب راستش زمانه و راحت توی یه صانحه ی رانندگی ماشینشون میره ته دره و از دنیا میرند بخاطر همین صنم و اهیل سرپرستی الیا رو به عهده گرفتند .
درطرف دیگر ماجرا هلیا و کاران همراه دخترشون حانا به بهوپال اومدند و همه در عمارت تنویر زندگی میکنند .حانا یک سال از ماهیرا بزرگ تره و همیشه به ماهیرا حسادت میکنه .یه جورایی شخصیتش هیچ شباهتی به هلیا و کاران نداره .اما تنویر تنویر الان سنی ازش گذشته و پابه سن 60 سالگی گذاشته و تنها دل خوشیش شادی زندگی با وجود بچه ها و نوه هاشه