سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
باو این بچول گربا از ناکجا اباد اومد نشست خوابید گریههههههه
میخواستم مامانمو قانع کنم بیاریمش خونه گف نه-
ب صدا توجه نکنین-
(تازه رسیدیم خونه دارم میمیرم شبخیر-)
ویرایش: جرررررررررر تازه همین الان ۸ صب رفتم ببینم توی ویدیوعه کیا چی گفتن دیدم به به صدای داداشم و بابام توشه:خنده: (حوصلم سر رفته برا همین میخوام بگم چی شده بود تو وید:خنده: این داداش ما میخواست با بابام فوتبال بازی کنه داشتن کفش هاشونو میپوشیدن و ما یه سگ داریم میخوایم بدیمش بره چون دیگه نمیتونیم نگهش داریم و یکی از خاله هام اومده بود کمک کنه یکی رو پیدا کرده که میتونه نگهش داره فقط عکس میخواست ببینه چه شکلیه و چ اندازه‌ایه بعد بابام فرستاد ولی دیگه از خالم جواب نیومد و این داداشم گف حتما سرش با لیام و تیام شلوغه چون لیام و تیام پسر خاله هامن که ۱ سال و نیمشونه و خودم حضوری دیدم چقد سخته این دوتارو ی جا نگه داشت و اشپزی برا همین گریهههههههههه:گریه::خنده:)